fissuration معنی فارسی ترک خوردگي واژههای دیگر با معنی «ترک خوردگي» hot crack ترک خوردگي گرم cold cracking ترک خوردگي فلز سرد structural damage خسارت ناشي از خرابي يا ترک خوردگي، ساختمان crevice corrosion خوردگي ناشي از وجود ترک مويي يا درز در، ساختمان يک قطعه breach شکست، نقض، ترک