دیکشنری فارسی

fisticuffs

UKfistikʌfs US'fıstı'kʌfs

معنی فارسی

مشت زني جنگ بامشت

معنی کامل و مثال‌ها

/fis´ti kufs´/n.pl.

● (قدیمی) مشت جنگی، کتک کاری با مشت

تعریف انگلیسی

noun
  1. fighting with the fists
  2. a fight with bare fists

مترادف‌ها

noun
Blows, encounter with the fists, personal encounter, fist fight.

واژه‌های دیگر با معنی «مشت زني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن