hand-play معنی فارسی مشت زني شوخي بادست واژههای دیگر با معنی «مشت زني» pugilism مشت زني، مشت بازي، ستيزه pugilistic مشت زني، مشت بازي، ستيزه fisticuffs مشت زني، جنگ بامشت boxing مشت زني، مشت بازي brass knuckles پنجه مشت زني، پنجه بوکس prizefighting مشت زني حرفه يي. fistic وابسته به مشت زني، مربوط به مشت زني fistical وابسته به مشت زني، مربوط يه مشت زني pancratium مسابقه کشتي و مشت زني prizefight مسابقه مشت زني جايزه دار.