دیکشنری فارسی

flash point

UKflæʃpɔint

معنی فارسی

نقطه اشتعال

معنی کامل و مثال‌ها

● (کمترین درجه‌ی حرارت که در آن گاز یا جسم در اثر تماس با شعله محترق می‌شود) نقطه‌ی اشتعال

● (مجازی) نقطه‌ی حساس، لحظه‌ی سرنوشت‌ساز، درخشش‌گاه

تعریف انگلیسی

noun
  1. point at which something is ready to blow up
  2. the lowest temperature at which the vapor of a combustible liquid can be ignited in air

واژه‌های دیگر با معنی «نقطه اشتعال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن