fleeces معنی فارسی پشم ، پشمي که دريک وهله ازگوسفندچيده ميشود ، پشم چيدن ، لخت کردن واژههای دیگر با معنی «پشم» fleece پشم، پشمي که دريک وهله ازگوسفندچيده ميشود، پشم چيدن wool پشم، جامه پشمي، نخ پشم worsted نخ پشم، پشم ريسته (بطورصفت) پشمي scourer پشم شو، تميز کننده . lambs-wool پشم بره، يکجور نوشابه، که عبارت از آبجوآميخته با سيب و قند lanigerous پشم خيز، پشم دار laniferous پشم آور neprite پشم سبز woolsack کيسه پشم، کرسي يا صندلي دادگاه .، بالش پر از پشم scouring پشم شويي، تميز کاري.