fleshly
UKfleʃliː
معنی فارسی
جسماني شهواني جهاني دنيوي مادي
معنی کامل و مثالها
/flesh´lē/adj.
● جسمی، بدنی، جسمانی
fleshly strength
نیروی بدنی
● شهوانی، آژویی
● (مهجور) رجوع شود به: fleshy
مترادفها
adjective
1. Human, of flesh.
2. Carnal, sensual, lustful, lascivious, lecherous.