دیکشنری فارسی

flies

UKflaiz USflaız

معنی فارسی

مگس طعمه حشره پردار پريدن پروازکردن جستن تندگذشتن

تعریف انگلیسی

noun
  1. (theater) the space over the stage (out of view of the audience) used to store scenery (drop curtains)

واژه‌های دیگر با معنی «مگس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن