دیکشنری فارسی

flighty

UKflaitiː US'flaıtı

معنی فارسی

بوالهوس دمدمي مزاج متلون سبک مزاج گيج پوچ بيهوده ترسو

معنی کامل و مثال‌ها

/flīt´ē/adj.

دمدمی، بوالهوس، بوالهوسانه

سربه هوا، مل و مست

flighty girls

دختران مل و مست

(اسب) رموک

تعریف انگلیسی

adjective
  1. guided by whim and fancy “flighty young girls”
  2. unpredictably excitable (especially of horses)

مترادف‌ها

adjective
Giddy, wild, volatile, mercurial, frivolous, capricious, fickle, whimsical, unbalanced, light headed, without ballast.

واژه‌های دیگر با معنی «بوالهوس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن