دیکشنری فارسی

whimsical

UKwimzikl US'wımzıkəl

معنی فارسی

بوالهوس وسواسي دهن بين غريب

معنی کامل و مثال‌ها

/hwim´zi kǝl, wim´-/adj.

هوسباز، بلهوس، هر دم خیال، هر دمبیل

a whimsical millionaire

یک میلیونر هوسباز

بلهوسانه، هوسبازانه، هوس‌آلود

he and his whimsical plans

او و نقشه‌های بلهوسانه‌ی او

ویری، دمدمی، گهگیر، غیرقابل پیش‌بینی

a whimsical market fluctuating according to political conditions

بازار بی‌ثبات که طبق شرایط سیاسی نوسان می‌کند

شگفت، عجیب، غریب

مترادف‌ها

adjective
1. Capricious, freakish, odd, singular, strange, fanciful, fantastical, notional, crotchety, queer, quaint.
2. Singular, curious, odd, fantastic, grotesque, quaint.

واژه‌های دیگر با معنی «بوالهوس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن