flippest معنی فارسی تلنگر ، ضربت سبک وناگهاني ، اهسته (سيلي) زدن (به) ، زدن ، تکان دادن واژههای دیگر با معنی «تلنگر» flip تلنگر، ضربت سبک وناگهاني، اهسته (سيلي) زدن (به) fillip تلنگر، انگيزش، چيزبيهوده flick ضربت اهسته وسبک باشلاق، تکان ناگهاني، تلنگر