دیکشنری فارسی

flirtatiously

UKfləːteitiəzliː

معنی فارسی

لاس زدن لاسيدن عشوه کردن حرکات تندکردن اينسووانسوجنبيدن

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a flirtatious manner “she smiled coquettishly” “Derived from adjective: flirtatious, coquettish (for: coquettishly)”

واژه‌های دیگر با معنی «لاس زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن