floats
UKflouts
USfləuts
معنی فارسی
شناورشدن شناوربودن عملي شدن جسم شناور پهن کردن تخت روان
شناورشدن شناوربودن عملي شدن جسم شناور پهن کردن تخت روان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن