flood-tide معنی فارسی مد واژههای دیگر با معنی «مد» flowage مد، طغيان، سيلاب. flood tide مد subsistence allowance مد د، معاش kicky مد روز، شيک، انگيزان stylization مد سازي، ايجاد سبک. beau monde دنياي مد، عالم شيکي ومدپرستي، عالم اشرافيت. edit mode مد ويرايش، حالت ويرايش، وضعيت ويرايش cotidal lines خطوط هم مد، خطوط مد يکسان (دريايي) mean high water مد ميانگين، آب بالاي ميانگين high water line خط مد دريا