دیکشنری فارسی

flowage

معنی فارسی

مد طغيان سيلاب. سيل برکشند

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

● جریان، روندگی، گذران

● سیل، طغیان

● برکشند، مد

● سیل‌زدگی

● (هرچیزی که جریان دارد یا سرریز می‌شود) سرریزه، جاری، لبریزه

● (زمین‌شناسی - تغییر شکل تدریجی و بدون شکسته شدن در اثر فشار لایه‌های فوقانی) روندش

تعریف انگلیسی

noun
  1. gradual internal motion or deformation of a solid body (as by heat) “rock fracture and rock flowage are different types of geological deformation”
  2. a body of water that has been created by deliberately flooding an area “many campsites were located near the flowage”
  3. the act of flooding; filling to overflowing

واژه‌های دیگر با معنی «مد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن