floriferous معنی فارسی گلدار شکوفه دار پرگل معنی کامل و مثالها /flō rif´ǝr ǝs/adj.● (گیاه) گلآور، پرگل، شکوفا واژههای دیگر با معنی «گلدار» blooming گلدار، شکوفه دهنده، پيشرفت کننده flowered گلدار، پرگل، داراي طرح گلدار flowering گلدار، شکوفه دار brocaded گلدار، زربفت figured satin اطلس گلدار osmund سر خس گلدار bandana دستمال گلدار bandanna دستمال گلدار diaper پارچه (کتاني) گلدار، پيشگيربچگانه floriated تزئين شده باگل، گلدار.