floristry معنی فارسی شاخه اي از علم گياه شناسي توصيفي که درباره تعداد وگروه هاي گياهي بحث ميکند. واژههای دیگر با معنی «شاخه اي از علم گياه شناسي توصيفي که» geostrategy شاخه اي از فيزيک سياسي که در باره علم، لشکر کشي بحس ميکند، زمين شناسي pediatrics or pae شاخه اي از علم طب که از بهداشت و ناخوشي هاي، کودکان گفتگو مي کند