flub
معنی فارسی
اشتباه احمقانه لاف زدن توپ خالي زدن. خيطي بالا آوردن خراب کردن بد انجام دادن
معنی کامل و مثالها
/flub/n., vt., vi.
● (عامیانه) اشتباه لپی، گاف، لغزش بزرگ
● (عامیانه) خیطی بالا آوردن، (کاری را) خراب کردن، بد انجام دادن
اشتباه احمقانه لاف زدن توپ خالي زدن. خيطي بالا آوردن خراب کردن بد انجام دادن
/flub/n., vt., vi.
● (عامیانه) اشتباه لپی، گاف، لغزش بزرگ
● (عامیانه) خیطی بالا آوردن، (کاری را) خراب کردن، بد انجام دادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن