flub
معنی فارسی
اشتباه احمقانه لاف زدن توپ خالي زدن. خيطي بالا آوردن خراب کردن بد انجام دادن
معنی کامل و مثالها
/flub/n., vt., vi.
● (عامیانه) اشتباه لپی، گاف، لغزش بزرگ
● (عامیانه) خیطی بالا آوردن، (کاری را) خراب کردن، بد انجام دادن
تعریف انگلیسی
verb
- an embarrassing mistake
- make a mess of, destroy or ruin “I botched the dinner and we had to eat out” “the pianist screwed up the difficult passage in the second movement” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”