دیکشنری فارسی

flub

معنی فارسی

اشتباه احمقانه لاف زدن توپ خالي زدن. خيطي بالا آوردن خراب کردن بد انجام دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/flub/n., vt., vi.

● (عامیانه) اشتباه لپی، گاف، لغزش بزرگ

● (عامیانه) خیطی بالا آوردن، (کاری را) خراب کردن، بد انجام دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an embarrassing mistake
  2. make a mess of, destroy or ruin “I botched the dinner and we had to eat out” “the pianist screwed up the difficult passage in the second movement” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «اشتباه احمقانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن