دیکشنری فارسی

goofy

US'gu:fı

معنی فارسی

احمق، کارنکن، از زير کار دررو، لوس و مهمل،

مخبط، اشتباه کار، شورتي، دست و پا

چلفتي، مضحک

احمقانه

معنی کامل و مثال‌ها

/gōōf´ē/adj.

● احمق، کارنکن، از زیر کار دررو، لوس و مهمل، مخبط، اشتباه کار، شورتی، دست و پا چلفتی، مضحک

despite his goofy appearance, he is an intelligent and hard-working person

علیرغم ظاهر مضحکش آدم با هوش و پرکاری است.

● احمقانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. ludicrous, foolish “gave me a cockamamie reason for not going” “wore a goofy hat” “a silly idea” “some wacky plan for selling more books”
noun
  1. a cartoon character created by Walt Disney

واژه‌های دیگر با معنی «احمق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن