thickheaded UKθikhedid معنی فارسی احمق نادان کم هوش خرف. واژههای دیگر با معنی «احمق» goofy احمق، کارنکن، از زير کار دررو noddy احمق، آدم ساده لوح، يکجورپرستودر درياهاي گرمسيري softheaded احمق، ابله، بي شعور gawkish احمق، مات و سربهوا. knucklehead احمق، پخمه، خنگ nidget احمق، گيج، کودن. sawney احمق، ساده لوح. looney احمق، ديوانه . cox احمق، بي فکر. dult احمق، مسخره .