دیکشنری فارسی

softheaded

معنی فارسی

احمق ابله بي شعور

معنی کامل و مثال‌ها

/-hed´id/adj.

● احمق، ابله، بی شعور

تعریف انگلیسی

adjective
  1. foolish; totally unsound “a crazy scheme” “half-baked ideas” “a screwball proposal without a prayer of working”

واژه‌های دیگر با معنی «احمق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن