softheaded معنی فارسی احمق ابله بي شعور معنی کامل و مثالها /-hed´id/adj.● احمق، ابله، بی شعور واژههای دیگر با معنی «احمق» goofy احمق، کارنکن، از زير کار دررو noddy احمق، آدم ساده لوح، يکجورپرستودر درياهاي گرمسيري thickheaded احمق، نادان، کم هوش gawkish احمق، مات و سربهوا. knucklehead احمق، پخمه، خنگ nidget احمق، گيج، کودن. sawney احمق، ساده لوح. looney احمق، ديوانه . cox احمق، بي فکر. dult احمق، مسخره .