دیکشنری فارسی

fogyish

UKfɔdʒaiiʃ

معنی فارسی

کهنه پرست مانع پيشرفت قديمي مسلک

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (used pejoratively) out of fashion; old fashioned “moss-grown ideas about family life”

واژه‌های دیگر با معنی «کهنه پرست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن