footlessly معنی فارسی پاچنگال برداشتن پازدن قدم زدن پايه پايين دامنه واژههای دیگر با معنی «پاچنگال برداشتن» feet پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن footings پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن foots پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن underpinnings پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن