دیکشنری فارسی

for instance

UKfərinstəns

معنی فارسی

مثلاً

تعریف انگلیسی

adverb
  1. as an example “take ribbon snakes, for example”

واژه‌های دیگر با معنی «مثلاً»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن