forded
UKfədid
معنی فارسی
گدار ، گذار ، گذر کردن از (بوسيله راه رفتن) ،
به آب زدن ، به گدار زدن
گدار ، گذار ، گذر کردن از (بوسيله راه رفتن) ،
به آب زدن ، به گدار زدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن