دیکشنری فارسی

fording

UKfədiŋ

معنی فارسی

گدار ، گذار ، گذر کردن از (بوسيله راه رفتن) ،

به آب زدن ، به گدار زدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of crossing a stream or river by wading or in a car or on a horse

واژه‌های دیگر با معنی «گدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن