foredo معنی فارسی نابودکردن کشتن ويران ساختن ضايع کردن. معنی کامل و مثالها /fôr dōō´/vt.● رجوع شود به: fordo واژههای دیگر با معنی «نابودکردن» exterminate برانداختن، بکلي نابودکردن، منهدم کردن evaporate تبخيرکردن، خشک کردن، کم اب کردن expunge پاک کردن، محوکردن، تراشيدن