foregather
معنی فارسی
فراهم آمدن گرد آمدن جمع شدن انجمن کردن
معنی کامل و مثالها
/fôr gath´ǝr/vi.
● رجوع شود به: forgather
فراهم آمدن گرد آمدن جمع شدن انجمن کردن
/fôr gath´ǝr/vi.
● رجوع شود به: forgather
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن