دیکشنری فارسی

forgather

معنی فارسی

فراهم آمدن گرد آمدن جمع شدن انجمن کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr gath´ǝr/vi.

گردهم آمدن، جلسه کردن، ملاقات کردن

(اتفاقا) برخوردن به، (اتفاقا) ملاقات کردن

(با: with) رفت و آمد کردن، معاشرت کردن با

واژه‌های دیگر با معنی «فراهم آمدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن