foregettable معنی فارسی فراموش شدني واژههای دیگر با معنی «فراموش شدني» forgettable فراموش شدني mislaid در جاي فراموش شدني گذاشتن، گم کردن mislay در جاي فراموش شدني گذاشتن، گم کردن