دیکشنری فارسی

foreign policy

UKfɔrənpɔləsiː

معنی فارسی

سياست خارجي ، خط مشي عمل خارجي

تعریف انگلیسی

noun
  1. a policy governing international relations

واژه‌های دیگر با معنی «سياست خارجي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن