دیکشنری فارسی

foremother

معنی فارسی

جده مادر مادر بزرگ.

معنی کامل و مثال‌ها

/for´muth´ǝr/n.

(زن) نیا، جده، مادربزرگ

واژه‌های دیگر با معنی «جده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن