foremother معنی فارسی جده مادر مادر بزرگ. معنی کامل و مثالها /for´muth´ǝr/n.● (زن) نیا، جده، مادربزرگ واژههای دیگر با معنی «جده» progenitress جده، نيا ancestress جده grand-parent جد و جده Jidda بندر جده grandmother مادربزرگ، جده، خانم بزرگ grand-mother مادر بزرگ، جده relatives منسوبين، در CL به جد و جده، برادر beldam عجوزه، مادر بزرگ، جده grandame مادر بزرگ، ننه بزرگ، جده grandam مادربزرگ، ننه بزرگ، جده پيرزن