forepast معنی فارسی بايگان ديرين گذشته . واژههای دیگر با معنی «بايگان» archivist بايگان، ضابط file keeper بايگان data librarian بايگان داده file librarian بايگان فايل tape librarian بايگان نوار software librarian بايگان نرم افزار programming librarian بايگان برنامه نويسي filer پرونده دار، بايگان، سوهان کار file-keeper پرونده دار، بايگان، ضباط file clerk مامور بايگاني، بايگان