foreship معنی فارسی دماغه کشتي سر کشتي دلير دلاور واژههای دیگر با معنی «دماغه کشتي» cutwater دماغه کشتي، آب بر، آب شکن prow دماغه کشتي، سر کشتي clock code position سمت روبروي دماغه هواپيما يا کشتي، هدف رو به دماغه هواپيما hawse hole سوراخ دماغه کشتي مخصوص عبور طناب. check port/starboard جهت تعقيب رادار به سمت دماغه کشتي يا دم، هواپيما (رادار) pitot آنتن فشارسنج هوا، آنتن فشارسنج دماغه هواپيما يا کشتي beak نوک (مرغ شکاري)، منقار، پوزه