دیکشنری فارسی

forfeited

UKfɔːfitid US'fɔ:fıtıd

معنی فارسی

جريمه تاوان ضبط شده از دست دادن گم کردن ضبط کردن براي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. surrendered as a penalty

واژه‌های دیگر با معنی «جريمه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن