دیکشنری فارسی

forged

UKfɔːdʒd USfɔ:dʒd

معنی فارسی

ساخته ساختگي جعلي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. reproduced fraudulently “like a bad penny...” “a forged twenty dollar bill”

واژه‌های دیگر با معنی «ساخته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن