forgetive معنی فارسی اختراع کننده اختراعي داراي هوش اختراع واژههای دیگر با معنی «اختراع کننده» inventive اختراع کننده، اختراعي، داراي هوش اختراع inventor مخترع، اختراع کننده، حعل کننده patentor اعطا کننده ي امتياز يا حق انحصاري، ثبت کننده ي اختراع، فرداد دهنده