forky معنی فارسی شاخه دار چنگال مانند جناغي شکافته شکسته دوپايه منشق واژههای دیگر با معنی «شاخه دار» branched شاخه دار، چنگال مانند، جناغي ramose شاخه دار، شاخه شاخه، منشعب twigged شاخه دار، ترکه مانند، لاغر. branchy شاخه دار boughed شاخه دار. twiggy (twigged) شاخه دار، ترکه مانند، لا غر. spray شاخه (گل دار)، ترکه، گل و بته hat-tree کلاه اويز (شاخه دار) branched chain structure ساختار زنجيري شاخه دار inarch شاخه ي دوگياه روينده و ريشه دار را به هم پيوند، زدن