دیکشنری فارسی

formalize

UKfɔːməlaiz US'fɔ:mə'laız

معنی فارسی

رسمي کردن ، رسميت دادن ، سر و صورت دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´mǝ līz´/vt.

● شکل قطعی یا مشخص دادن به، دیس‌دار کردن

to formalize the arrangements for the signing of the contract

قرار نهایی برای امضای قرارداد را گذاشتن

● رسمی کردن، غیرخودمانی کردن، رودربایستی‌دار کردن

● (با پیروی از مقررات معین و معمول) قانونی کردن، معتبر کردن، رسمیت دادن به

to formalize an agreement

به توافق رسمیت دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make formal or official “We formalized the appointment and gave him a title” “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  2. declare or make legally valid “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «رسمي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن