دیکشنری فارسی

forsake

USfɔ'seık

معنی فارسی

دست کشيدن از ول کردن واگذاشتن ترک کردن ترک گفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr sāk´, fǝr-/vt.

ترک کردن، رها کردن، (معشوقه یا زن و بچه و غیره را) گذاشتن و رفتن، ول کردن، بی‌سرپرست گذاشتن، واهشتن، روبرتافتن

a man who would forsake his wife and children should not be trusted

به مردی که زن و بچه‌ی خود را ول کند نباید اعتماد کرد.

(عادت و عقیده) ترک کردن، دست کشیدن از

he promised to forsake his evil ways

او قول داد که از روش‌های شیطانی خود دست بردارد.

مترادف‌ها

verb active
1. Leave, quit, desert, abandon, cast off.
2. Abandon, renounce, forswear, forego, relinquish, drop, give up, give over.

واژه‌های دیگر با معنی «دست کشيدن از»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن