دیکشنری فارسی

forsaken

UKfəseikən USfɔ'seıkən

معنی فارسی

واگذاشتن ول کردن ترک کردن ترک گفتن دست کشيدن از

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝr sā´kǝn, fôr-/adj.

اسم مفعول فعل: رجوع شود به: forsake

متروک، متروکه، واهشته

واژه‌های دیگر با معنی «واگذاشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن