دیکشنری فارسی

forsworn

UKfɔːswɔːn US'fɔ:s'wɔ:n

معنی فارسی

پيمان شکن ، نقض عهد کردن ،

سوگند دروغ خور (ده)

معنی کامل و مثال‌ها

/-swôrn´/vt., vi., adj.

اسم مفعول فعل: forswear

سوگند شکن، خائن

واژه‌های دیگر با معنی «پيمان شکن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن