forsworn
UKfɔːswɔːn
US'fɔ:s'wɔ:n
معنی فارسی
پيمان شکن ، نقض عهد کردن ،
سوگند دروغ خور (ده)
معنی کامل و مثالها
/-swôrn´/vt., vi., adj.
● اسم مفعول فعل: forswear
● سوگند شکن، خائن