violaor معنی فارسی متخلف ، متجاوز ، پيمان شکن ، مجرم ، مرتکب ، مرتکب زناي به زور واژههای دیگر با معنی «متخلف» offender متخلف، تخلف کننده، خطا کار first offender متخلف براي اولين بار transgressor متجاوز، متخلف، خطاکار trespass تجاوز کردن، حد شکن، متخلف