دیکشنری فارسی

transgressor

UKtrænzgresər UStrænz'gresə

معنی فارسی

متجاوز متخلف خطاکار

مترادف‌ها

noun
Offender, trespasser, culprit, delinquent, sinner, evil doer.

واژه‌های دیگر با معنی «متجاوز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن