دیکشنری فارسی

forty

UKfɔːtiː US'fɔ:tı

معنی فارسی

چهل

معنی کامل و مثال‌ها

/fôrt´ē/adj., n., pl.

● چهل، چهل‌تا

she is forty years old

او چهل سال دارد.

the temperature will be in the forties

حرارت هوا بین چهل و چهل و نه (درجه) خواهد بود.

* the forties

سال‌های چهل، سال‌های میان 1940 و 1949

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the cardinal number that is the product of ten and four
  2. being ten more than thirty

واژه‌های دیگر با معنی «چهل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن