دیکشنری فارسی

forum

US'fɔ:rəm

معنی فارسی

ميدان بازار جاي اجتماع همگان دادگاه ديوانخانه محکمه

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´ǝm, fō´rǝm/n., pl.

(روم باستان) میدان شهر (که برخی امور سیاسی و قانونی در آنجا کنکاش یا رسیدگی می‌شد)

دادگاه، محکمه‌ی عدل، دیوانخانه

تبادل نظر، کنکاش، سگالش، هم‌اندیشی، گردهمایی

(بخشی از روزنامه یا برنامه‌ی رادیویی و یا هرجایی که در آن امور اجتماعی و همگانی مورد بحث و شور قرار می‌گیرد) محل تبادل نظر، محل برخورد آرا، سگالگاه، کنگاشگاه

the role of the parliament as a forum for the exchange of ideas

نقش پارلمان به عنوان محلی برای تبادل نظر

this journal is the opposition's only forum

این نشریه یگانه وسیله‌ی ابراز عقیده‌ی مخالفین است.

* the Forum

فوروم (ورزشگاه و کنکاشگاه بزرگ و باستانی شهر روم)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a public meeting or assembly for open discussion
  2. a public facility to meet for open discussion

مترادف‌ها

noun
Tribunal, court, court of justice.

واژه‌های دیگر با معنی «ميدان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن