forum
معنی فارسی
ميدان بازار جاي اجتماع همگان دادگاه ديوانخانه محکمه
معنی کامل و مثالها
/fôr´ǝm, fō´rǝm/n., pl.
● (روم باستان) میدان شهر (که برخی امور سیاسی و قانونی در آنجا کنکاش یا رسیدگی میشد)
● دادگاه، محکمهی عدل، دیوانخانه
● تبادل نظر، کنکاش، سگالش، هماندیشی، گردهمایی
● (بخشی از روزنامه یا برنامهی رادیویی و یا هرجایی که در آن امور اجتماعی و همگانی مورد بحث و شور قرار میگیرد) محل تبادل نظر، محل برخورد آرا، سگالگاه، کنگاشگاه
the role of the parliament as a forum for the exchange of ideas
نقش پارلمان به عنوان محلی برای تبادل نظر
this journal is the opposition's only forum
این نشریه یگانه وسیلهی ابراز عقیدهی مخالفین است.
* the Forum
فوروم (ورزشگاه و کنکاشگاه بزرگ و باستانی شهر روم)
تعریف انگلیسی
- a public meeting or assembly for open discussion
- a public facility to meet for open discussion
مترادفها
noun
Tribunal, court, court of justice.