fossick
UKfɔsik
معنی فارسی
خوب جستجوکردن زيروروکردن خوب گشتن
معنی کامل و مثالها
/fäs´ik/vi., vt.
● کاویدن (مثلا برای یافتن کان طلا)
● جستجو کردن، وارسی کردن