دیکشنری فارسی

fossick

UKfɔsik

معنی فارسی

خوب جستجوکردن زيروروکردن خوب گشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/fäs´ik/vi., vt.

کاویدن (مثلا برای یافتن کان طلا)

جستجو کردن، وارسی کردن

واژه‌های دیگر با معنی «خوب جستجوکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن