ranksack معنی فارسی خوب گشتن خوب جستجوکردن زياد واژههای دیگر با معنی «خوب گشتن» fossick خوب جستجوکردن، زيروروکردن، خوب گشتن rummage خوب جستجو کردن، زيرورو کردن، بهم زدن