دیکشنری فارسی

foudroyant

معنی فارسی

خيره کننده صاعقه انداز برقي ناگهاني

معنی کامل و مثال‌ها

/fōō droi´ǝnt/adj.

(نادر) خیره کننده

(پزشکی ـ مهجور) رجوع شود به: fulminant

واژه‌های دیگر با معنی «خيره کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن