fraternized
UKfrætənaizd
معنی فارسی
برادري کردن ، باهم دوستي کردن (يا يکي شدن) ،
اتفاق کردن
برادري کردن ، باهم دوستي کردن (يا يکي شدن) ،
اتفاق کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن