fraternizer معنی فارسی برادري کردن ، باهم دوستي کردن (يا يکي شدن) ، اتفاق کردن واژههای دیگر با معنی «برادري کردن» fraternize برادري کردن، باهم دوستي کردن (يا يکي شدن)، اتفاق کردن